X
تبلیغات
رایتل

لــبــخــنــد بــانــو

نوشته های گاه و بی گاهم

دنبالش نگرد که عنوان نداره!

چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1391 21:03 نویسنده: لبخند:-) چاپ

غصه

ناراحتی

تا کی خدا؟

تا کی؟

به خدا منم صبرم اندازه داره!

خسته شدم!

فکر می کنم یکی داره دلم و با تمام قدرت تو دستاش فشار می ده و منم حس می کنم که از درد بی حال شدم!

بازم غر غرو شدم! می دونم ولی یه چیزایی تو زندگی آدم پیدا می شه که تحملش واقعا( در حد کهکهشان های هفت آسمان) سخته و بعضا غیر قابل تحمل!

پ.ن: مطمئنم که بعدا به خاطر این نوشته خودم و سرزنش می کنم ولی بذار احساسات من از ناراحتی هم اینجا ثبت بشه و دنیا بدونه که همه مثل هم هستن و باید با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنن و این واقعا غیر قابل اجتنابه!

پ.ن2: نه حوصله دارم عکس بذارم نه خط آخر! ببخشید دوستان...